پومودوروهای شبانه

درباره آدم ها و موجوداتی که به نظرم شبیه آدم ها بودند

پومودوروهای شبانه

درباره آدم ها و موجوداتی که به نظرم شبیه آدم ها بودند

اولین سری پیشنهادهای من برای دیدن فیلم‌های سینمای جهان (و نه فقط هالیوود). من اعتقاد دارم که فیلم دیدن خیلی به روحیات و حالات درونی تماشاچی (یا تماشاگر؟) وابسته‌س: عاملی که یه فیلم روی من مؤثر واقع می شه، ممکنه روی تماشاگر بعدی هیچ تأثیری و تغییری به وجود نیاره. القصه این که دیدن یه سری از فیلم ها من رو تکون داده.... فیلم هایی که این جا معرفی می کنم رو بارها دیدم و عمیقا بهشون فکر کردم. به نظرم هر کسی باید این فیلم ها رو ببینه (شاید هم نه هر کسی، شاید فقط آدم‌هایی که دوست دارن درباره مفاهیم غریب و مبهمی مثل زندگی، فطرت، عشق، ازدواج، جامعه و آرمان بیشتر فکر کنن و بیشتر بدونن) با پنج تا فیلم شروع می کنم؛ اگه حتا یه نفر هم این صفحه مظلوم رو تحویل گرفت و هر پنج تا فیلم رو دید و درباره تک تکشون نظرش رو گفت (چه توی وبلاگ خودش، چه همین جا به من!)، پنج تا فیلم دیگه هم معرفی می کنم و اگه نه که الکی معرفی‌هام رو این جا تلف نمی‌کنم! اگه خودتون اهلش نیستید، این صفحه رو به کسی که فکر می کنید وقت و حوصله‌ش رو داره معرفی کنید. همه فیلم هایی که معرفی می کنم، حتا از طریق سایت های ایرانی هم قابل دسترسه (البته از طریق یه دوست فیلم‌باز خیلی راحت‌تر پیداشون می کنید!)؛ به هر حال اگه مشتاق بودید و پیداشون نکردید، بگید که یه فکری بکنم. شما رو دعوت می کنم به دیدن و فکر کردن درباره فیلم های:

۱. فورس ماژور (محصول کشور سوئد)

۲. قصه‌های وحشی (محصول کشور اسپانیا)

۳. نتیجه عشق (محصول کشور ایتالیا)

۴. غربِ کُند (محصول کشور انگلستان)

۵. بیدِ مجنون (محصول کشور ایران)

دومین سری پیشنهادهای من برای دیدن فیلم‌های سینمای جهان (و نه فقط هالیوود) که ضمن مطرح کردن چند سؤال تقدیم شما می شه: چقدر خودمون و محیط اطرافمون رو شناختیم؟ چه خبر از اصل ماجرا؟ از نیّات درونی و تفکراتی که عین رودخونه از درون ما عبور می کنه چه خبر؟ چه چیزهایی به اعتقادات و رفتار ما شکل داده؟ غریزه؟ ترس؟ شهوت؟ طمع؟ حسادت؟ نسبت این ها با حقیقتِ کائنات چیه و ما برای فهمیدن جواب این سؤال ها، حاضریم چه چیزهایی رو از دست بدیم؟ شما رو دعوت می کنم به دیدن و فکر کردن درباره فیلم های:

۶. چهار ماه، سه هفته و دو روز (محصول کشور رومانی)

۷. خرچنگ (محصول کشور انگلستان)

۸. بهترین پیشنهاد (محصول کشور ایتالیا)

۹. تونی اردمن (محصول کشور آلمان)

۱۰. باران (محصول کشور ایران)

نظرات  (۱۶)

فورس ماژور
یک_خودمون و دیگران رو وقتی خواهیم شناخت که در موقعیت های خاص قرار بگیریم
دو_اون رفتار و شخصیتمون رو بپذیریم,حالا بعدش هرطور میخوایم باهاش برخورد کنیم,ولی باید بپذیریمش
سه_حرف زدن برای حل کردن مساعل خیلی خوبه,و البته سخت

موسیقی های ناگهانی فیلم یاد سه قسمتی رنگها انداختم
داستان بدون پیچیدگی خاصی بود
چقدر صحنه اولین اسکی رو دوست داشتم
از دیدن اون قول بلوند که توی g.o.t بود چقدر خوشحال شدم D:
پاسخ:
چقدر خوش‌حالم که فیلم رو دیدید آقا مصطفا و امیدوارم که سایر فیلم‌ها رو هم ببینید.
خیلی مسائل مهمی هستند چیزایی که اشاره کردید بهشون.
قصه های وحشی
نمیدونم توی لایه های زیرینش چه پیام هایی داشت اما توی لایه های اولیه ش از اخلاقی جات حرف میزد
اخلاقی جات بدور از نسبی گرایی های هالیوودی
مهندس دینامیتی و جنایت عشقی و اون عروسی هیجان انگیز رو دوست داشتم
مهندس دینامیتی حقیقتن به درد میاورد ادم رو و تاثیر گذارترین قصه ش بود برام
از نتیجه عشق نمیتونم لینکی پیدا کنم
میشه کمک کنی
خدا یک در دنیا صد در اخرت بهت بده D:
پاسخ:
این نسخه کم کیفیتش رو این جا پیدا کردم:
http://3mediasity.in/1883-The-Consequences-of-Love.html
لینک رایگان سراغ نداری؟

پاسخ:
این رایگان بود آقا مصطفا!
بید مجنون
داستان یادم بود اما جزعیات نه,پس دوباره دیدمش
دم مجیدی گرم، بدون دیالوگ حرفاشو میزد، ادم خوشش میاد از این کار کارگردان و از خودش که متوجهشون میشه D:
سیر عرفانی مولانا... من از این چیزا عاجزم و نظری ندارم
خورده ای به فیلم نمیشد گرفت اما
Slow west
پایان رو خراب کرد کارگردان عوضی
با اون تخت دونفره و ادمای شاد و موزیک شادترش
اون عظمت و حجم چند دقیقه قبلش رو داغون کرد
عصبانیم کرد
باور کن سایتش از این اشتراکی ها هست
منم خسیس :/
از اونور هم کلی حال کردم با فیلما هم منتظر لیست بعدی هستم
من طفلی چکار کنم
پاسخ:
چشم در اسرع وقت
چشمت بی بلا D:
اول معذرت بابت این تاخیر
میدونی چرا اینقدر فاصله افتاد؟ فکر می کنم بخاطر این بود که دیدم چقدر تخصصی هستی و ترسیدم
خودمو سرزنش هم کردم که وقتتو گرفتم و لیست دوم رو تهیه و منتشر کردی
ولی خب من اینم، یه فیلم بین غیر حرفه ای
و واقعیت اینگونه ست
پاسخ:
چاکریم به هر حال
خرچنگ
اولین چیزی که بعد از دیدن این فیلم گفتم این بود "چقدررررر عجیب"
دومین حرف این بود "چطوری این داستان رو به وجود اوردن؟"
سومین حرف این بود "باید نقدشو بخونم تا بفهممش"
چهارمین این بود "حتمن اقتباسی بوده.کتابش خوندن داره واقعن"

خب
فیلم از اول که شروع کرد به قافلگیری تا اخر دست برنداشت و همینطوری ادامه داد این روند رو,اونم نه با جلوه های ویژه و ادم فضایی ها و وسایل عجیب غریب اینده,بلکه با انسان ها و روابط و قراردادهای بینشون.با ایدعولوژی هایی که خودشون میسازن و ماشین وار بهش عمل میکنن حتی اگر دیگه بهش تمایلی نداشته باشن یا متنفر شده باشن ازش
این سبک کارا رو خیلی دوست دارم
ارمانشهر ها و پاد ارمانشهرها
سوالی که توی ذهنم هست: "به کدوم چارچوبها طعنه و کنایه زد و به چالش کشیدشون؟"
بحث جمع گرایی مثلن در کمونیست و فرد گرایی در لیبرالیسم که هیچی ازش نمیفهمم؟
افراط و تفریط توی این عقیده ها؟
نمیدونم
_بچه ها توی فیلم نبودن,یعنی فقط یکی که اونم بصورتی عجیب و قراردادی که نشون میداد قوانین حاکم برای زوج نگهداشتن افراد بخاطر زاداوری نبود
پس برای چی بود؟حاکم چه نفعی ازش میبرد؟
فکر کنم فیلم کاری به سیاست و قدرتها نداشت,انگشت به سمت جامعه یا شایدم جامعه شناسها بود
تبدیل به حیوان چه معنی ای داشت؟
پایان فیلم هم داستان طوری تموم شد که کوچیکترین امیدهارو هم از بین برد
خیلی عجیب بود فیلم


 فیلم قصه های وحشی میخواد بگه آدمی که دلش بشکنه یا قاتل میشه یا جاهل

قاتل میره به سمت انتقام 

جاهل سکوت میکنه

در پومودوروی آدم های این فیلم انواع دل شکستن هارو میشه دید 

که در نهایت بدترین نوع شکست رو شکست عشقی میدونه.

چهار ماه,سه هفته و دو روز
اگر میخواست اسمش ادامه پیدا بکنه احتمالن میشد "و یک ساعت"
انگار موضوع فیلم چندان با جامعه ما بیگانه نبود
اطلاعاتی در موردش ندارم,شاید توی اکثر جوامع این مشکلات وجود داشته باشه
چیزایی که به چشمم اومد اول تنهایی خانمها موقع برخوردشون با اون مشکل بود و اینکه هیچ همراهی ای از طرف پارتنرشون وجود نداشت,اوج تعهد میشد گفتن با اکراه این جمله "نمیدونم اگر همچین چیزی شد باهات ازدواج میکنم "
دوم نمایش یه جامعه که مدام تحت کنترل و محدودیت بود.
سوم قشر فرهیخته و به ظاهر متجددی که درگیر مساعل خاله زنکی بودن و به نام عنوانهاشون میبالیدن و اوج رضایتمندیشون عضو بودن در حزب بود "احتمالن حزب حاکم که مسبب شرایط موجود بود"
خب
اینکه چرا اون دختر اینقدر بی مسعولیت بود و در مقابل دوستش چقدر احساس مسعولیت میکرد و فداکارانه عمل میکرد چیزی نمیدونم,توی فیلم به علت این رفتارهاشون اشاره ای نکرد ولی در نهایت اون سکانس اخر که توی رستوران هتل نشسته بودن بدجور به روزگار رو پوچ نشون داد و هجو کرد
کسی که مشکل داشت و دچار بحران شده بود و پشت سر گذاشته بودش با خیال راحت و بدون اینکه چه چیزها ب دوستش گذشته"سکانس همخوابی بخاطر کم بودن پول خیلی بد بود و در عین حال عادی نشون داده شد  " نشسته بود تا براش غذا بیارن و در طرف مقابل....
در نهایت اون شرایط بد و کنار اومدن ادمها باهاش تلخ بود
بهترین پیشنهاد
الان که ایتالیا رو جلوی اسمش دیدم کلی تعجب کردم.چرا مثل فیلمهای دیگه معلوم نبود که یه فیلم غیر انگلستانی هست؟
تنها چیزیش که برام جالب بود اون اتاق پر از پرتره های خانمها بود
واقعن جذاب بود و ادم رو تحت تاثیر قرار میداد
و سکانسی که دیوارهای اتاق خالی از تابلوها و لخت بود اونم قشنگ و چشمگیر بود
همین
یه سوال
ربات اصل بود؟

پاسخ:
نمی دونم ولی سؤال خوبیه.
باران
چه خوب که پیشنهادش کردی مگرنه پیش نمیومد که ببینمش
متن قبل از شروع فیلم خیلی خوب بود,گاهی یادمون میره چرا افغانها مهاجرت کردن به ایران
اوردن قومیتهای مختلف کنار هم پیام جالبی داشت,گویش و لهجه های مختلف ولی در عین حال انسان بودن و حق زندگی و ازاد بودن
پسر اولش جذب کششهای جنس مخالف شد اما وقتی پیش رفت و بیشتر طرف مقابلش رو شناخت مساعل نوع دوستی براش در اولویت قرار گرفت
نامه "به امام رضا بر میگردم و پول رو میدم  اثر انگشت" و رها کردنش توی اب حس عجیبی داشت
پایان فیلم و کمک کردن پسر در راهی شدن دختر هم جالب و نشون دهنده بلوغ فکری و  گذر از مرحله کری و کوری عاشقی بود
سعی کردم خودمو جای پسر بذارم,حس عجیبی بود
فیلم رو دوست داشتم,ممنون
تونی اردمن
نمیتونم ادعا کنم چیز زیادی ازش فهمیده باشم
البته منظورم داستان نیست
نمایش احساسات و درونیات کاراکترها کار سخت و پیچیده ای بود که کارگردان تونست اینکارو با بازی خیلی خوب اون خانم انجام بده
"حس شوخ طبعیتو از دست نده"
ناگفته نماند که شوخ طبعی ها بی مزه نمایش داده میشد که علتشو نفهمیدم
بید مجنون میخواد بگه بین دیدن و نگاه کردن تفاوت قائل بشیم 
فیلم باران هم از مقدس بودن عشق میگه . 
اون صحنه ای که پسر بعد از اینکه میفهمه باران با خانوادش داره به افغانستان برمیگرده، با سرعت به سمت امامزاده میدوئه ، و باد پرده های ورودی امام زاده رو تکون میده و پسر خیره میشه به ورودی ، خیلی برام تکون دهنده بود
این دو تا فیلم خیلی با هم در ارتباطن . هر دو یه پیام مشترک داره برام ؛ گاد ایز این دیتیلز.  
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی