پومودوروهای شبانه

درباره آدم ها و موجوداتی که به نظرم شبیه آدم ها بودند

پومودوروهای شبانه

درباره آدم ها و موجوداتی که به نظرم شبیه آدم ها بودند

سیک بوی: شخصیت... منظورم اینه که شخصیت از همه چی مهم‌تره، مگه نه؟ شخصیت باعث می‌شه یه رابطه سال‌ها ادامه پیدا کنه؛ مثل هروئین... هروئینِ لعنتی خیلی شخصیت بزرگی داره...

رگ‌یابی (۱۹۹۶)



حسام گنده‌ترین آدمیه که تا حالا از نزدیک دیدم. عاشق رستوران‌گردیه و می‌دونه که بهترین غذاها رو کجاها می‌شه با منصفانه‌ترین قیمت پیدا کرد، می‌دونه کدوم رستورانارو باید با رفیقای الدنگش بره که حال بده و کدوم رستورانا به درد عشق و حال با زنش می‌خوره؛ هم‌سن‌وسال منه و بیشتر موهای سرش ریخته؛ ویژگی‌های عجیبی داره و خیلی سخت می‌شه راجع بهش قضاوت کرد؛ آدم باهوشیه و همه جور آدمی توی رفیقاش ‌پیدا می‌شن؛ یه بار با همدیگه رفته بودیم استخر؛ توی رخت‌کن دیدم که پولیور و پیرهن و زیرپیرهنش رو، با همدیگه درآورد و داخل کمد گذاشت، طوری که لباس‌ها هنوز داخل همدیگه بودن؛ تا این جاش خیلی عجیب نبود، اما وقتی از آب اومدیم بیرون و دیدم که لباس‌هایی که داخل همدیگه بودن رو دوباره با یه حرکت پوشید دیگه واقعن تعجب کرده بودم.

حسام متأهله، مستقل زندگی می‌کنه و اوضاع اقتصادی خیلی خوبی داره؛ پدر و پدربزرگش ارتشی بودن؛ از اون ارتشی‌های عصبانی و معروف قدیمی؛ چند ساله می‌شناسمش، اما تا حالا خونه همدیگه نرفتیم؛ آدم راست‌گو و مطمئنیه و من چندین بار درباره موضوعات مختلف باهاش مشورت کردم؛ آدم مطمئنیه، اما ویژگی‌های عجیبی داره؛ یادمه یه بار زندگی خودش رو این‌طوری توصیف می کرد: «امریکن لایف استایل آقا... من وقتی می‌رم خونه، یه جای مشخصی دارم واسه خودم که با کنترل تلویزیون می‌شینم اون جا و تا وقتی خوابم بگیره یا کتاب می‌خونم یا کانالای ماهواره رو عوض می‌کنم... از همون اول ازدواج فهمیدم که با زن جماعت نباید دهن به دهن بشی... زنم هم می‌دونه من خیلی حوصله حرف زدن ندارم... امریکن لایف استایل! البته هیچ وقت نمی‌ذارم از خونه بدش بیادا... اون جوری دوس ندارم که زن از خونه فراری باشه....».

حسام کتاب‌خونه، کتاب خیلی می‌خونه: کتابای تاریخی و سیاسی بیشتر می‌خونه، ابداع کننده سبک کتاب خوندن توی ترافیکه و تا حالا ده‌ها جلد کتاب رو پشت ترافیک خونده؛ به گفته خودش اوایل کتاب رو به صورت فیزیکی پشت فرمون‌ می‌خونده که یه مقداری سخت بوده، اما الان دیگه با استفاده از یه کتاب‌خوان الکترونیکی و یه نگه‌دارنده خیلی کار راحتیه براش؛ درباره هر چیزی با هم صحبت می‌کنیم، هر چیزی؛ بیشتر نظرات و سؤالاتش برام جالبه: «چرا از سرانه پایین مطالعه توی کشور ناراحتیم؟ مگه چقدر محتوای خوب توی کتاب‌ها وجود داره که حالا ناراحت باشیم که مطالعه مردم پایینه؟ اگه مردم مغزشون رو با این محتوای بی‌فایده پر نمی‌کنن، باید ناراحت باشیم یا خوش‌حال؟ چرا با این همه جوانی که هر سال به خدمت مقدس سربازی فرستاده می‌شن و در اوج جوانی و قدرت و استعداد هستن و از نظر جسمی و روحی هم سالم هستن، یه فعالیت اقتصادی درست حسابی راه نمی‌ندازن؟ مگه کشور مشکل اقتصادی نداره؟ مگه دو سال خدمت زمان کمیه؟ بهترین استفاده‌ای که از سربازا می‌شه کرد اینه که پست نگهبانی بهشون داد و مجبورشون کرد که چای بریزن و ماشین امیر و فرمانده رو بشورن؟ چرا وضعیت ادبیات، سینما و هنر معاصر ما به این شکل درومده؟ شهرها، خیابونا و خونه‌های ما تحت تأثیر چه سیاست‌هایی به این شکل درومده؟ موبایل، ماشین، فناوری، خونه، مدرسه، دانشگاه و شغلمون اشکالی نداره غربی و شرقی باشه، اما سبک زندگی‌مون باید ایرانی اسلامی باشه؟»

با حسام که صحبت کنی احتمالن متوجه می‌شی که از جامعه‌ش جلوتر فکر می‌کنه، البته شاید این موضوع خیلی به نظرت چیز مهم و به‌دردبخوری نباشه... ولی من اخیرن از طریق یکی از دوستاش فهمیدم که حسام وقتی برای گذروندن طرحش به یه منطقه دور افتاده اعزام می‌شه و زمان طرحش به اتمام می‌رسه، چون فکر می‌کرده که هنوز توی اون منطقه کار برای انجام دادن هست، به صورت داوطلبانه چند ماه بیشتر اون جا می‌مونه و خدمت می‌کنه و دارم فکر می‌کنم که انگار این آدم داره سعی می‌کنه از خودش هم جلو بزنه... سر در نمیارم.

نظرات  (۳)

  • پشمآلِ پشمآلو
  • حرفاشو قبول دارم... حس می‌کنم حداقل ادم دلسوزیه 
    چنتا رستوران تو تهران می‌دونه به ما بگه؟ :دی
    چه طرحی؟
    و چه جامعه ای داریم ما که ادمای "جلوتر " از اون از لفظ "زن جماعت فلان" استفاده میکنن و تجربه شخصیش در مورد چند نفر رو به کل یه جامعه بزرگ تعمیم میدن
    عجب جامعه ای
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی