پومودوروهای شبانه

درباره آدم ها و موجوداتی که به نظرم شبیه آدم ها بودند

پومودوروهای شبانه

درباره آدم ها و موجوداتی که به نظرم شبیه آدم ها بودند

یه بار دیگه تأکید می کنم: به نظر من اگه آدم عاشق یه نفر می شه به شکل خیلی افراطی و یا از یه نفر خیلی متنفر می شه، تنها دلیلش اینه که هنوز اون آدم رو خیلی خوب نشناخته و تا وقتی آدم یه نفر رو خیلی خوب نشناسه، نظرش درباره اون اعتباری نداره؛ باور کنید این چیزی که الان گفتم خیلی مهمه و توی این بیست و پنج دقیقه، اگه نمی خواستم درباره حسن بنویسم، قطعا با جزییات بیشتری درباره این موضوع صحبت می کردم!

من خیلی وقته که حسن رو می شناسم ولی الان یکی دو سالیه که برای انجام دادن یه پروژه ای هفته ای چند بار همدیگه رو می بینیم. حوصله ندارم چرت و پرتای جزیی درباره ظاهرش بنویسم ولی در همین حد می گم که خیلی خیلی شبیه نقش عباس غزالی توی وضعیت سفیده! خیلی سریع می رم سر چیزایی که باعث شده درباره ش بنویسم:

حسن برنامه نویسه و مهم ترین چیز توی زندگیش سلامتیه... سلامتی؛ روزی دو ساعت بیشتر کار نمی کنه و بقیه روز رو می ره کوه و استخر و خلاصه این جور فعالیت های فیزیکی انجام می ده؛ چون خیلی ساعت های کمی کار کار می کنه، فقط با کسایی کار می کنه که زیاد بهش پول می دن، یعی آدم هایی که خیلی پول دارن؛ در نتیجه با آدمای کله گنده و پولدار زیادی آشنا شده؛ جالب نیست؟ خیلی کم کار می کنه اما اطرافش پره از آدمای پولدار! حسن کارش رو برای آدمای پولدار، خیلی دقیق انجام می ده و آدمای پولدار هم حسن رو به دوستای پولدارشون معرفی می کنن که برای اون ها هم کار کنه!

یکی از دلایلی که می گم حسن شبیه عمو بهروز توی وضعیت سفیده اینه که دائما در حال صحبت کردنه و انصافا شبیه عمو بهروز صحبت می کنه: از هر اتفاق کوچیکی یه ماجرای بزرگ می سازه؛ به خاطر همین یه زمانی بهش می گفتم حسن معرکه! اما اون دو ساعتی که کار می کنه رو در سکوت و تمرکز کامل می گذرونه؛ خودش می گه: «اگه همه آدما می تونستن مثل من بین کار و زندگی و سلامتشون تعادل ایجاد کنن، به خدا الان مملکت گلستون بود....»

روزهایی که ورزش نکنه رو قطعا روزه می گیره... چون اعتقاد داره روزه هم برای سلامتی بدن مفیده و هم برای سلامتی روح؛ البته این اصلا دلیل نمی شه که رابطه خوبی با روحانیت و اسلام ایرانی داشته باشه: هر وقت باهاش بحث سیاسی می کنم یه جوری موضوع رو ربط می ده به روحانیت و حسابی به آخوندا بد و بی راه می گه؛ البته مطالعه سیاسی داره و نسبت به مسائل سیاسی اطرافش بی طرف و بی تفاوت نیست. 

فلسفه زندگی حسن، خیلی ساده، اینه که آدم نباید سلامتی جسمی و روحی خودش رو از دست بده تا پول دربیاره؛ چون بعدش باید همون پول رو هزینه کنه برای به دست آوردن سلامتی جسمی و روحی، که اصولن کار ساده ای هم نیست... و خیلی خیلی خیلی به این فلسفه پایبنده... حتماً این فلسفه برای شما هم تکراریه، اما احتمالن حسن الان دوش گرفته و فردا صبح هم هر وقت که دوست داشته باشه از خواب بیدار می شه چون دو ساعت بیشتر قرار نیست کار کنه و یه زندگی خیلی خوب و سالم داره و این خیلی برای من جالبه که پایبند بودن به یک خط مشی و اعتقاد کلی و ساده، این طوری می تونه زندگی آدم رو شکل بده و برای آدم، مسیر تعریف کنه.

نظرات  (۲)

  • پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • چه آدم جالبیه 
    من دقیقا برعکس این آقای حسن شمام 
    خودمو میکشم که پول دربیارم. البته رشته من جوریه که ناچارم خودمو بکشم که پول در بیارم. آخرشم چیزی جز حق التحریر بسیار بسیار اندک روزنامه ها عایدم نمیشه که نمیشه.
    پاسخ:
    آقای حسن!
    نگفتین این شغل دو ساعته چیه...؟
    اخ اگه منم بتونم همچین برنامه ای پیاده کنم...
    پاسخ:
    برنامه نویسی تحت وب!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی