پومودوروهای شبانه

درباره آدم ها و موجوداتی که به نظرم شبیه آدم ها بودند

پومودوروهای شبانه

درباره آدم ها و موجوداتی که به نظرم شبیه آدم ها بودند

بعد از کاکتوس بهار، توی یه وبلاگ دیگه می نوشتم که فعلا درباره ش صحبت نمی کنم؛ البته دیگه اون وبلاگ وجود نداره اما ماجراش هنوز ادامه داره (پایین لینک‌ها رو اضافه کردم؛ اگه دوست دارید ماجرا رو بخونید) و من دوست دارم بیشتر درباره ماجراهایی بنویسم که حداقل به یک انجامی رسیده باشه؛ نمی دونم حتا اگه داستانشو بنویسم کسی حوصله می کنه بخونه یا نه و شاید بهتر باشه برای مطرح کردنش از خودش هم اجازه بگیرم... هنوز از مدرسه راهنمایی خارج نشده بودم که باهاش آشنا شدم....


بیتا [فاطمه] هستم، از تهران [شیراز]: قسمت اول

بیتا [فاطمه] هستم، از تهران [شیراز]: قسمت دوم

بیتا [فاطمه] هستم، از تهران [شیراز]: قسمت سوم

بیتا [فاطمه] هستم، از تهران [شیراز]: قسمت چهارم

بیتا [فاطمه] هستم، از تهران [شیراز]: قسمت پنجم

بیتا [فاطمه] هستم، از تهران [شیراز]: قسمت ششم

بیتا [فاطمه] هستم، از تهران [شیراز]: قسمت هفتم

بیتا [فاطمه] هستم، از تهران [شیراز]: قسمت هشتم

بیتا [فاطمه] هستم، از تهران [شیراز]: قسمت نهم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی